اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۱۷ - دل درویش‌نوازت

شهریار•گزیدهٔ غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ای چشم خمارین، تو و افسانهٔ نازت

وی زلف کمندین، من و شب‌های درازت

۱

شب‌ها منم و چشمک محزون ثریا

با اشک غم و زمزمهٔ راز و نیازت

۲

خود کیستی ای نغمه‌نوازندهٔ بی‌سیم

امشب به جگر می‌خورَدَم زخمهٔ سازت

۳

بازآمدی ای شمع که با جمع نسازی

بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت

۴

سر کن به شب و نالهٔ شبگیر من ای دل

تا شبرو عشقیم نشیب است و فرازت

۵

خوانند نمازم من اگر قبله ندانم

ای کعبهٔ دل‌ها که بخوانم به نمازت

۶

گنجینهٔ رازی‌ست به هر مویت و زان موی

هر چنبره ماری‌ست به گنجینهٔ رازت

۷

ای سیب بهشتی به لب و گونهٔ گلگون

داغ است دلِ لاله که دیوی زده گازت

۸

در خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریم

باشد که ببینیم بدین شعبده بازت

۹

صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار

ای جادهٔ انصاف ندیدیم ترازت

۱۰

شهری به تو یار است و غریب این همه محروم

ای شاه بنازم دل درویش‌نوازت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…