✦ گنجینه آثار

مجلد ششمابوالفضل بیهقی

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧

بخش ۱ - آغاز تاریخ امیر شهاب الدّوله مسعود بن محمود رحمة اللّه علیهما

ابوالفضل بیهقی
آغاز تاریخ امیر شهاب الدّوله مسعود بن محمود رحمة اللّه علیهماهمی گوید ابو الفضل محمد بن الحسین البیهقی، رحمة اللّه علیه، هر چند این فصل از تاریخ مسبوق‌…
مجلد ششم
♧

بخش ۲ - ادامهٔ خطبهٔ آغاز تاریخ

ابوالفضل بیهقی
و چون از این فصل فارغ شدم آغاز فصلی دیگر کردم، چنانکه بر دل‌ها نزدیک‌تر باشد و گوش‌ها آن ز…و هر کس که آن را از فلک و کواکب و بروج‌ داند، آفریدگار را از میانه بردارد و معتزلی‌ و زندی…
مجلد ششم
♧

بخش ۳ - قصّهٔ نصر احمد

ابوالفضل بیهقی
و چنان خواندم در اخبار سامانیان که نصر احمد سامانی‌ هشت ساله بود که‌ از پدر بماند که احمد…یک روز خلوتی کرد با بلعمی‌ که بزرگ‌تر وزیر وی بود، و بوطّیب مصعبی‌ صاحب دیوان رسالت- و هر…
مجلد ششم
♧

بخش ۴ - عذر نوشتن تاریخ

ابوالفضل بیهقی
این فصل نیز به‌پایان آمد و چنان دانم که خردمندان- هر چند سخن دراز کشیده‌ام- بپسندند که هیچ…و تاریخ‌ها دیده‌ام بسیار که پیش از من کرده‌اند پادشاهان گذشته را خدمتکار‌ان ایشان که اندرا…
مجلد ششم
♧

بخش ۵ - مسعود در زمین داور

ابوالفضل بیهقی
المقامة في معنی ولایة العهد بالأمیر شهاب الدّوله مسعود و ما جری مِن أحواله‌.«اندر شهور سنهٔ احدی و اربعمائه‌ که امیر محمود -رَضيَ اللّهُ عنه- به غزو غور رفت بر راه زم…
مجلد ششم
♧

بخش ۶

ابوالفضل بیهقی
و در سنهٔ خمس و اربعمائه‌ امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین‌ که ناحیتی است از غو…و وی پیش پدر کارهای بزرگ کرد، و اثرهای مردانگی فراوان نمود و از پشت اسب، مبارز ربود. و چون…
مجلد ششم
♧

بخش ۷ - سازش با درمیش بت

ابوالفضل بیهقی
و در سنهٔ إحدی عشر و أربعمائه‌ امیر به هرات رفت و قصد غور کرد بدین سال.روز شنبه دهم جمادی الأولی از هرات برفت با سوار و پیادهٔ بسیار و پنج پیل سبکتر.
مجلد ششم
♧

بخش ۸ - خیشخانه

ابوالفضل بیهقی
و از بیداری و حزم‌ و احتیاط این پادشاه محتشم‌ -رَضيَ اللّهُ عنه-، یکی آن است که به روزگار…و امیر محمود، هرچند مشرفی‌ داشت که با این امیر فرزندش بودی پیوسته، تا بیرون بودی با ندیمان…
مجلد ششم
♧

بخش ۹ - شکار شیر

ابوالفضل بیهقی
و هم بدان روزگار جوانی و کودکی خویشتن را ریاضتها کردی چون زور آزمودن و سنگ گران برداشتن و…و بدان روزگار که به مولتان میرفت تا آنجا مقام کند، که پدرش از وی بیازرده بود از صورتها که…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۰ - قصّهٔ مانک علی میمون

ابوالفضل بیهقی
شجاعت و دل و زهره‌اش این بود که یاد کرده آمد و سخاوتش چنان بود که بازرگانی که او را بومطیع…و از این تمام‌تر همّت و مروّت نباشد.
مجلد ششم
♧

بخش ۱۱ - قصّهٔ بوسعید سهل

ابوالفضل بیهقی
و ازین بزرگتر و بانام‌تر دیگری‌ است در باب بوسعید سهل. و این مرد مدّتی دراز کدخدای‌ و عارض…امّا امیر مسعود را شرمی و رحمتی بود تمام، و دیگر که بوسعید سهل به روزگار گذشته وی را بسیار…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۲ - وضع امیر مسعود با پدر در سفر ری

ابوالفضل بیهقی
و بدان وقت که امیر محمود از گرگان قصد ری کرد و میان امیران و فرزندان او، مسعود و محمّد موا…«خداوند را بگوی که بنده به شکر این نعمتها چون تواند رسید؟ که هر ساعتی نواختی تازه می‌یابد…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۳ - عهد مسعود با منوچهر قابوس

ابوالفضل بیهقی
و میان امیر مسعود و منوچهر قابوس‌ والی گرگان و طبرستان پیوسته مکاتبت بود سخت پوشیده، چه آن…و هر آنگاه که آن محدّث را بسوی گرگان فرستادی، بهانه آوردی که [از] آنجا تخم سپرغم‌ها و ترنج…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۴ - قصّهٔ فضل سهل

ابوالفضل بیهقی
در مجلّد پنجم بیاورده‌ام که امیر مسعود -رَضِيَ اللّهُ عنه- در بلخ آمد روز یکشنبه، نیمهٔ ذی…و شغل درگاه همه بر حاجب غازی میرفت که سپاه‌سالار بود و ولایت بلخ و سمنگان‌ او داشت. و کدخد…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۵ - حدیث ولایت عهد رضا

ابوالفضل بیهقی
و از حدیث حدیث شکافد، در ذو الرّیاستین که فضل سهل را گفتند و ذو الیمینین که طاهر را گفتند…فضل بخانه بازآمد و خالی بنشست و آنچه نبشتنی بود، نبشت و کار راست کرد و معتمدی را با این فر…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۶ - ترتیب کار دیوان

ابوالفضل بیهقی
و حاجب غازی بر دل محمودیان کوهی شد هر چه ناخوش‌تر، و هر روز کارش بر بالا بود و تجمّلی نیکو…و استادم بو نصر، رحمة اللّه علیه، بهرات چون دل شکسته‌یی همی بود، چنانکه بازنموده‌ام پیش از…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۷ - گلهٔ طاهر از بونصر

ابوالفضل بیهقی
یک روز چنان افتاد که امیر مثال داده بود تا جمله مملکت را چهار مرد اختیار کنند مشرفی را، کر…پس در آن میان مرا گفت پوشیده که «منکر نیستم بزرگی و تقدّم خواجه عمید بو نصر را و حشمت بزرگ…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۸ - آمدن خواجه احمد حسن به بلخ

ابوالفضل بیهقی
محرّم این سال غرتش‌ سه‌شنبه بود. امیر مسعود، رضی اللّه عنه، این روز از کوشک در عبد الاعلی‌…و از هرات نامه توقیعی رفته بود با کسان خواجه‌ بو سهل زوزنی تا خواجه احمد حسن بدرگاه آید. و…
مجلد ششم
♧

بخش ۱۹ - خلعت پوشی خواجه احمد حسن

ابوالفضل بیهقی
و دیگر روز خواجه بیامد و چون بار بگسست، بطارم آمد و خالی کرد و بنشست، و بو سهل و بو نصر مو…و مقرّر گشت همگان را که کار وزارت قرار گرفت، و هزاهز در دلها افتاد که نه‌ خرد مردی بر کار…
مجلد ششم
♧

بخش ۲۰ - گماشتن خواجه احمد دبیران را

ابوالفضل بیهقی
دیگر روز بدرگاه آمد و با خلعت نبود که بر عادت روزگار گذشته قبایی ساخته کرد و دستاری نیشابو…این روز چون بخدمت آمد و بار بگسست، سلطان مسعود، رضی اللّه عنه، خلوت کرد با وزیر و آن خلوت…
مجلد ششم
♧

بخش ۲۱ - تعیین بوسهل به عارضی

ابوالفضل بیهقی
و دیگر روز، چهارشنبه هفتم صفر خواجه بدرگاه آمد. و امیر مظالم‌ کرد، و روزی سخت بزرگ بود بان…و خواجه او را زیر دست خویش بنشاند و بسیار نیکویی گفت. و بازگشت سوی خانه و همه بزرگان و اول…
مجلد ششم
♧

بخش ۲۲ - داستان بوسهل حصیری

ابوالفضل بیهقی
و فقیه بو بکر حصیری‌ را درین روزها نادره‌یی افتاد و خطائی‌ بر دست وی رفت در مستی که بدان س…مرا هم خداوندی است بزرگتر از تو و هم مانند تو و آن خداوند خواجه بزرگ است.
مجلد ششم
♧

بخش ۲۳ - دنبالهٔ داستان بوبکر حصیری ۱

ابوالفضل بیهقی
پس از یک ساعت سنکوی‌، وکیل در نزدیک من آمد و گفت: خواجه بو نصر من بنده را فرستاده است و پی…بنده، بو نصر پیغامی داده است، و رقعه بنمودم‌، دوات‌دار را گفت: بستان، بستد و بامیر داد. چو…
مجلد ششم
♧

بخش ۲۴ - دنبالهٔ داستان بوبکر حصیری ۲

ابوالفضل بیهقی
من بازگشتم و کار رفتن ساختم و بنزدیک وی بازگشتم، ملطّفه‌یی بمن داد بمهر، بستدم و قصد شکارگ…چه کردی و چه رفت؟ حال بازگفتم، گفت: بدانستم. و براندند، و امیر دررسید، و پیاده شدند خدمت ر…
مجلد ششم