✦ گنجینه آثار

مجلد هفتمابوالفضل بیهقی

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧

بخش ۱ - خروج امیر مسعود از بلخ

ابوالفضل بیهقی
ذکر خروج الامیر مسعود، رضی اللّه عنه من بلخ الی غزنین‌در آخر مجلّد ششم بگفته‌ام که امیر غرّه‌ ماه جمادی الاولی سنه اثنتین و عشرین و اربعمائه‌ از…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲ - فرو گرفتن امیر یوسف

ابوالفضل بیهقی
ذکر القبض علی الامیر ابی یعقوب یوسف ابن ناصر الدّین ابی منصور سبکتکین العادل رحمة اللّه عل…و فروگرفتن این امیر بدین بلق بود. و این حدیث را قصّه و تفصیلی است، ناچار بباید نبشت تا کار…
مجلد هفتم
♧

بخش ۳ - طغرل

ابوالفضل بیهقی
و قصّه‌یی است کوتاه گونه، حدیث این طغرل، امّا نادر است، ناچار بگویم و پس بسر تاریخ بازشوم.ذکر قصّة هذا الغلام طغرل العضدیّ‌
مجلد هفتم
♧

بخش ۴ - ورود امیر مسعود به غزنین

ابوالفضل بیهقی
[ورود امیر بغزنین و استقبال مردم‌]دیگر روز از بلق برداشت و بکشید. و به شجکاو سرهنگ بوعلی کوتوال و بو القاسم علی نوکی صاحب بر…
مجلد هفتم
♧

بخش ۵ - باز ستدن مال‌های صلتی

ابوالفضل بیهقی
و نخست که همه دلها را سرد کردند برین پادشاه آن بود که بوسهل زوزنی و دیگران تدبیر کردند در…و بازگشت و آن روز و آن شب اندیشه را بدین کار گماشت و سخت تاریک نمود وی را، که نه از آن بزر…
مجلد هفتم
♧

بخش ۶ - سیل

ابوالفضل بیهقی
ذکر السّیل‌روز شنبه نهم ماه رجب میان دو نماز بارانکی‌ خرد خرد می‌بارید، چنانکه زمین تر گونه‌ می‌کرد.…
مجلد هفتم
♧

بخش ۷ - رای زدن امیر دربارهٔ ری

ابوالفضل بیهقی
و امیر از شکارپره‌ بباغ صد هزار باز آمد روز شنبه شانزدهم ماه رجب، و آنجا هفت روز مقام کرد…و از ری نامه‌ها رسیده بود پیش ازین بچند روز که کارها مستقیم است و پسر کاکو و اصحاب اطراف‌…
مجلد هفتم
♧

بخش ۸ - گماردن تاش به سپاهسالاری ری

ابوالفضل بیهقی
و امیر فرمود تا خلعتی سخت نیکو و فاخر راست کردند تاش را: کمرزر و کلاه دو شاخ‌ و استام‌ زر…[تصب تاش به سپهسالاری ری‌]
مجلد هفتم
♧

بخش ۹ - خلعت‌پوشی احمد ینالتگین

ابوالفضل بیهقی
[خلعت پوشی احمد ینالتگین‌]خواجه بدیوان وزارت آمد و احمد را بخواندند، سخت بترسید از تبعتی‌ دیگر که بدو باز خورد و بیا…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۰ - پسران علی نوکی

ابوالفضل بیهقی
و روز شنبه پنج روز مانده از شعبان امیر برنشست و بدشت شابهار آمد با بسیار مردم، و در مهد پی…و امیر بکوشک محمودی به افغان شال باز آمد که تمام داد شعبان‌ بداده بود و نشاط بسیار کرده بر…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۱ - جشن مهرگان و عید رمضان

ابوالفضل بیهقی
و سوم ماه رمضان امیر حاجب بزرگ بلگاتگین را گفت: کسان باید فرستاد تا حشر راست کنند بر جانب…[جشن مهرگان و عید رمضان‌]
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۲ - قصیدهٔ اسکافی

ابوالفضل بیهقی
چو مرد باشد بر کار و بخت باشد یارز خاک تیره نماید به خلق زر عیار
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۳ - مشورت در باب هندوستان

ابوالفضل بیهقی
[مراسم دشت شابهار]و روز یکشنبه پنجم شوّال امیر مسعود، رضی اللّه عنه، برنشست و در مهد پیل بود، بدشت شابهار آم…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۴ - گذشته شدن القادر بالله

ابوالفضل بیهقی
و امیر از غزنی حرکت کرد، روز پنجشنبه نیمه شوّال و بکابل آمد و آنجا سه روز ببود و پیلان را…امیر فرمود تا او را بجامه‌خانه بردند و خلعت حاجبی پوشانیدند که بروزگار داشته بود، و پیش آم…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۵ - آمدن رسول از بغداد

ابوالفضل بیهقی
ذکر ورود الرّسول من بغداد و اظهار موت الخلیفة القادر باللّه رضی اللّه عنه و اقامة رسم الخط…و چون رسول بیاسود- سه روز سخت نیکو بداشتندش- امیر خواجه را گفت: رسول بیاسود، پیش باید آورد…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۶ - اقامهٔ رسم تعزیت

ابوالفضل بیهقی
[اقامه رسم تعزیت‌]و امیر ماتم داشتن ببسیجید و دیگر روز که بار داد با دستار و قبا بود سپید و همه اولیا و حشم…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۷ - تدبیر عهد بستن با خلیفه

ابوالفضل بیهقی
و دیگر روز امیر مثال داد خواجه بونصر مشکان را تا نزدیک خواجه بزرگ رود تا تدبیر عهد بستن خل…رسول گفت: این سخن همه حقّ است، تذکره‌یی‌ باید نبشت تا مرا حجّت باشد. گفتند: نیک آمد. و وی…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۸ - نسخة الکتاب

ابوالفضل بیهقی
نسخة الکتاببسم اللّه الرّحمن الرّحیم‌ من عبد اللّه و ولیّه، عبد اللّه ابی جعفر الامام القائم بامر الل…
مجلد هفتم
♧

بخش ۱۹ - نسخة العهد

ابوالفضل بیهقی
نسخة العهدبسم اللّه الرحمن الرحیم‌ بایعت سیّدنا و مولانا عبد اللّه ابا جعفر الامام القائم بامر اللّه…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲۰ - تضریب بوسهل در کار آلتونتاش

ابوالفضل بیهقی
ذکر احوال بوسهل محمد بن حسین زوزنی عارض‌ و فروگرفتن اوازین پیش‌ درین مجلّد بیاورده‌ام که چون امیر مسعود، رضی اللّه عنه، از غزنین قصد بلخ کرد، بو…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲۱ - کشته شدن قائد ملنجوق

ابوالفضل بیهقی
«چون مسعدی برفت، خواجه با من خالی کرد و گفت دیدی که چه کردند؟ که عالمی را بشورانیدند و آن…طرفه‌تر آن است که من خود از چنین کارها سخت دورم، چنین که بینی و آلتونتاش این همه در گردن م…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲۲ - فرو گرفتن بوسهل

ابوالفضل بیهقی
دیگر روز چون بار بگسست خالی کرد با خواجه و آن نامه‌ها بخواست.پیش بردم، و بخواجه داد. چون فارغ گشت، گفت: قائد بیچاره را بد آمد. و این را در توان یافت. ا…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲۳ - نامهٔ امیر مسعود به آلتونتاش

ابوالفضل بیهقی
دیگر روز چون بار بگسست، امیر خالی کرد با خواجه و مرا بخواندند و گفت «حدیث بوسهل تمام شد و…امیر گفت: «این همه صواب است، تمام باید کرد. و خواجه را بباید دانست که پس ازین هر چه کرده آ…
مجلد هفتم
♧

بخش ۲۴ - روایت خواجه احمد عبدالصمد

ابوالفضل بیهقی
و آخر کار خوارزمشاه آلتونتاش پیچان‌ می‌بود تا آنگاه که از حضرت لشکری بزرگ نامزد کردند و وی…و من که بوالفضلم کشتن قائد ملنجوق را [به‌] تحقیق‌ تر از خواجه احمد عبد الصّمد شنودم در آن…
مجلد هفتم