✦ گنجینه آثار
دیوان تخیلاتنعیم فراشری
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
بخش ۱ - آسمان
نعیم فراشری
شب لطیف و ماه تابان دلبر استباد مشکین زمین پر زیور است
دیوان تخیلات♧بخش ۲ - زبان دل
نعیم فراشری
میکند هردم طبیعت در جهانراز خود را شرح و اعلان و بیان
دیوان تخیلات♧بخش ۳ - نوبهار
نعیم فراشری
نوبهارا! دلکش و جانپروریدختر نازکتن و سیمین بری
دیوان تخیلات♧بخش ۴ - شکوفه
نعیم فراشری
مدتی کاین مهر بالای مُنیروین زمین و ماه هم بودند اثیر
دیوان تخیلات♧بخش ۵ - بلبل
نعیم فراشری
هر یکی از اختران تابداردر میان آسمان نور بار
دیوان تخیلات♧بخش ۶ - صبر و امید
نعیم فراشری
ای زمان رفته! حسرت پروریدلخراش و تلخ و ماتم آوری
دیوان تخیلات♧بخش ۷ - ماه
نعیم فراشری
از کجا میآیی با چندین شکوهمیشوی ناگه پدید از پشت کوه
دیوان تخیلات♧بخش ۸ - عشق
نعیم فراشری
ای فروغ عشق! بی تو زیستنبدترست اندر جهان از نیستن
دیوان تخیلات♧بخش ۹ - فلسفه
نعیم فراشری
بامدادان که زمین و آسمانخرمند و شادمان و دلستان
دیوان تخیلات♧بخش ۱۰ - زمستان
نعیم فراشری
این جهان آیا چرا ویران شده است؟جمله عالم کلبهٔ احزان شده است!
دیوان تخیلات♧بخش ۱۱ - بر مزار خواهران و برادران
نعیم فراشری
ای گل تر بلبلان را ترک کُنتا بگویم با تو من یک دو سخُن
دیوان تخیلات♧بخش ۱۲ - آفتاب
نعیم فراشری
اختران با یکدیگر غمزه کنانمیشوند آهسته آهسته نهان
دیوان تخیلات♧بخش ۱۳ - بر لب جوی
نعیم فراشری
جویبارا! دلنواز آواز توزار و راز و ناز و باز و تاز تو
دیوان تخیلات♧بخش ۱۴ - زمین و مردم
نعیم فراشری
این زمین خاک پوش، ای مردماناختریست از اختران آسمان
دیوان تخیلات♧بخش ۱۵ - وداع
نعیم فراشری
الوداع، ای دوستانم الوداعالوداع، ای دادرانم الوداع
دیوان تخیلات♧بخش ۱۶ - یتیم
نعیم فراشری
چون به یادم آید احوال یتیمدر دلم می آید اندوهی عظیم
دیوان تخیلات♧بخش ۱۷ - وطن
نعیم فراشری
ای وطن! همواره ما را دلبریمادری و خواهری و دادری
دیوان تخیلات♧بخش ۱۸ - به کنار دریا
نعیم فراشری
ای یم فرح فزای دلگشانزد تو یابد دل و جانم صفا
دیوان تخیلات♧بخش ۱۹ - در مرگ دختر
نعیم فراشری
ای دریغا! ای دریغا! دخترا!دلفریبا، دلستانا،دلبرا!
دیوان تخیلات♧بخش ۲۰ - ایضا در سوگ دختر
نعیم فراشری
آسمان افکند دورم از دیارتاکند مهجور و زار و دلفکار
دیوان تخیلات♧بخش ۲۱ - ایضا در ماتم دختر
نعیم فراشری
این دل زار و ضریرم بختیاربا جمال و جلوۀ تو بود پار
دیوان تخیلات♧بخش ۲۲ - خدا
نعیم فراشری
گنبد بالای بیحد و کرانآسمان سیم پاش و زرفشان
دیوان تخیلات♧بخش ۲۳ - بر تربت خواهر
نعیم فراشری
نزد گورت باز میآیم کنونبادل بیمار و بیزار و زبون
دیوان تخیلات♧بخش ۲۴ - دل دردناک و غمگین
نعیم فراشری
ای دل شوریدهٔ غمناک من!ای دل بیچارهٔ صد چاک من!
دیوان تخیلات