✦ گنجینه آثار
گزیدهٔ غزلیاتشهریار
۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۲
♧
غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت
شهریار
کنون که فتنه فرا رفت و فرصت است ای دوستبیا که نوبت انس است و الفت است ای دوست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بیخبر
شهریار
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۷ - چشم انتظار
شهریار
ندارِ عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۸ - فریده
شهریار
هیچ آفریدهای به جمال فریده نیستاین لطف و این عفاف به هیچ آفریده نیست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی
شهریار
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۰ - کنج فنا
شهریار
سری به سینه خود تا صفا توانی یافتخلاف خواهش خود تا خدا توانی یافت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۱ - چشم مست
شهریار
برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفتبازار شوق پردگیان باز درگرفت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۲ - مسافر مجنون
شهریار
رفتم و بیشم نبود روی اقامتوعده دیدار گو بمان به قیامت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۳ - اشک شوق
شهریار
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمتجان مژده دادهام که چو جان در بر آرمت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت
شهریار
گاهی گر از ملال محبت بخوانمتدوری چنان مکن که به شیون برانمت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت
شهریار
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۶ - ویلن تاجبخش
شهریار
شنیدهام که به شاهان عشق بخشی تاجبه تاج عشق تو من مستحقم و محتاج
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه
شهریار
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتددرد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی
شهریار
مه من هنوز عشقت دل من فگار داردتو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد
شهریار
با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب
شهریار
شباب عمر عجب با شتاب میگذردبدین شتاب خدایا شباب میگذرد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی
شهریار
جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کردوداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۲ - طغرای امان
شهریار
آمد آن شاهد دل برده و جان بازآوردجانم از نو به تن آن جان جهان بازآورد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبح
شهریار
چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزدسپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد
شهریار
رقیبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شدبه گلخن گرچه گل هم بشکفد، گلشن نخواهد شد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۵ - رؤیای جوانی
شهریار
کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشدگلرخان را سرِ گلگشت و تماشا باشد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۶ - بهار زندانی
شهریار
بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشدما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاق
شهریار
صبا به شوق، در ایوان شهریار آمدکه خیز و سر به در از دخمه کن، بهار آمد
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج
شهریار
خوابم آشفت و سر خفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد
گزیدهٔ غزلیات