✦ گنجینه آثار
گزیدهٔ غزلیاتشهریار
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ
شهریار
گذار آرد مَهِ من گاهگاه از اشتباه اینجافدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲ - مناجات
شهریار
علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه سایه هما را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا
شهریار
به چشمک این همه مژگان به هم مزن یاراکه این دو فتنه به هم میزنند دنیا را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی
شهریار
سنین عمر به هفتاد میرسد ما راخدای من که به فریاد میرسد ما را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان
شهریار
زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کَند ما یکلاقبایان را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله
شهریار
بیداد رفت لالهٔ بر باد رفته رایا رب خزان چه بود بهار شکفته را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۷ - طور تجلی
شهریار
شب به هم درشکند زلف چلیپایی راصبحدم سردهد انفاس مسیحایی را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی
شهریار
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا
شهریار
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا؟
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها
شهریار
زندگی شد من و یک سلسله ناکامیهامستم از ساغر خون جگر آشامیها
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۱ - دریاچه اشک
شهریار
طبعم از لعل تو آموخت درافشانیهاای رخت چشمه خورشید درخشانیها
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا
شهریار
زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیاباشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز
شهریار
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب
شهریار
صدای سوز دل شهریار و ساز حبیبچه دولتی است به زندانیان خاک نصیب
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق
شهریار
ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابتوی جام بلورین که خورد باده نابت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی
شهریار
ای جگرگوشه، کیست دمسازت؟با جگر حرف میزند سازت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۷ - دل درویشنوازت
شهریار
ای چشم خمارین، تو و افسانهٔ نازتوی زلف کمندین، من و شبهای درازت
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی
شهریار
تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر استطالع مگو که چشمهٔ خورشید خاور است
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا
شهریار
ماهم که هالهای به رخ از دود آهش استدائم گرفته چون دل من روی ماهش است
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۰ - بر سر خاک ایرج
شهریار
ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده استچه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر
شهریار
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاستآری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر
شهریار
پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توستهمه آفاق پر از نعرهٔ مستانهٔ توست
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی
شهریار
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن استروز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
گزیدهٔ غزلیات♧غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من
شهریار
منم که شعر و تغزل، پناهگاه من استچنان که قول و غزل نیز، در پناه من است
گزیدهٔ غزلیات