۰
همچو نی مینالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
۱
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
۲
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بس که طوفانزا بود دریای دل
۳
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
۴
ما ز رسوایی بلندآوازهایم
نامور شد هرکه شد رسوای دل
۵
خانهی مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
۶
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
۷
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.