اثر ادبی

پردهٔ نیلی

رهی معیری•غزلها - جلد سوم•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم

کار جهان به اهل جهان واگذاشتیم

۱

چون آهوی رمیده ز وحشت‌سرای شهر

رفتیم و سر به دامن صحرا گذاشتیم

۲

ما را به آفتاب فلک هم نیاز نیست

این شوخ‌دیده را به مسیحا گذاشتیم

۳

بالای هفت پردهٔ نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دریا گذاشتیم

۴

ما را بس است جلوه‌گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

۵

کوتاه شد ز دامن ما دست حادثات

تا دست خود به گردن مینا گذاشتیم

۶

شاهد که سرکشی نکند دل‌فریب نیست

فهم سخن به مردم دانا گذاشتیم

۷

در جستجوی یار دل‌آزار کس نبود

این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم

۸

ایمن ز دشمنیم که با دشمنیم دوست

بنیان زندگی به مدارا گذاشتیم

۹

صد غنچهٔ دل از نفس ما شکفته شد

هرجا که چون نسیم سحر پا گذاشتیم

۱۰

ما شکوه از کشاکش دوران نمی‌کنیم

موجیم و کار خویش به دریا گذاشتیم

۱۱

از ما به روزگار حدیث وفا بس است

نگذاشتیم گر اثری یا گذاشتیم

۱۲

بودیم شمع محفل روشندلان رهی

رفتیم و داغ خویش به دل‌ها گذاشتیم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…