اثر ادبی

آغوش صحرا

رهی معیری•غزلها - جلد سوم•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

عیب‌جو دلدادگان را سرزنش‌ها می‌کند

وای اگر با او کند دل آنچه با ما می‌کند

۱

با غم جان‌سوز می‌سازد دل مسکین من

مصلحت بین است و با دشمن مدارا می‌کند

۲

عکس او در اشک من نقشی خیال‌انگیز داشت

ماه سیمین جلوه‌ها در موج دریا می‌کند

۳

از طربناکی به رقص آید سحرگه چون نسیم

هرکه چون گل خواب در آغوش صحرا می‌کند

۴

خاک پای آن تهیدستم که چون ابر بهار

بر سر عالم فشاند هرچه پیدا می‌کند

۵

دیده آزادمردان سوی دنیای دل است

سفله باشد آنکه روی دل به دنیا می‌کند

۶

عشق و مستی را از این عالم بدان عالم بریم

درنماند هرکه امشب فکر فردا می‌کند

۷

همچنان طفلی که در وحشت‌سرایی مانده است

دل درون سینه‌ام بی‌طاقتی‌ها می‌کند

۸

هرکه تاب منت گردون ندارد چون رهی

دولت جاوید را از خود تمنا می‌کند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…