اثر ادبی

رشتهٔ هوس

رهی معیری•غزلها - جلد سوم•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید

به ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید

۱

ز تیغ بازی گردون هواپرستان را

نفس برید ولی رشته هوس نبرید

۲

چو مفلسی که به دنبال کیمیا گردد

جهان بگشتم و آزاده‌ای نگشت پدید

۳

اگر نمی‌طلبی رنج ناامیدی را

ز دوستان و عزیزان مدار چشم امید

۴

طمع به خاک فرو می‌برد حریصان را

ز حرص بر سر قارون رسید آنچه رسید

۵

درود بر دل من باد کز ستم‌کیشان

ستم کشید ولی بار منتی نکشید

۶

ز گرد حادثه روشندلان چه غم دارند

غبار تیره چه نقصان دهد به صبح سپید؟

۷

نه هرکه نظم دهد دفتری نظیر من است

که تابناک‌تر از خود نمی‌تواند دید

۸

ز چشمه گوهر غلتان کجا پدید آید؟

نه هرکه ساز کند نغمه‌ای بود ناهید

۹

از آن شبی که رهی دید صبح روی تو را

شبی نرفت که چون صبح جامه‌ای ندرید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…