اثر ادبی

بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج

اسدی توسی•گرشاسپ‌نامه•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

جزیری پر از بیشها بود و غیش

به بالا و پهنا دو صد میل بیش

۱

فروان درو شهر و بی مر سپاه

یکی شاه با فرّ و با دستگاه

۲

چو آن شه ز مهراج وز پهلوان

خبر یافت شد شاد و روشن روان

۳

ز نزل و علف هر چه بایست ساز

بفرمود و شد با سپه پیشباز

۴

یکی هفته شان داشت مهمان خویش

کمر بسته روز وشب استاده پیش

۵

به هر بزم چندان گهر برفرشاند

که مهراج و گرشاسب خیره بماند

۶

ببخشیدشان هدیه چندان ز گنج

کز آن ماند دریا وکشتی به رنج

۷

ز کافور وز عنبر وعود تر

ز دینار و یاقوت و دُرّ و گهر

۸

ز بیجاده تاج و ز پیروزه تخت

ز زربفت فرش و ز مرجان درخت

۹

ز ترگ و ز شمشیر وز درع نیز

همیدون طرایف ز هر گونه چیز

۱۰

دگر داد چندان به ایرانیان

که گفتن به صد سال نتوانی آن

۱۱

وز آنجای خرّم دل و راهجوی

به سوی جزیری نهادند روی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…