اثر ادبی

بخش ۵۲ - شگفتی جزیره هر دو زور و خوشی هوا و زمین

اسدی توسی•گرشاسپ‌نامه•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

همه کوهش از رنگ گل ناپدید

همه راغ پُر سوسن و شنبلید

۱

زمین چرخ و ابرش بخار بهشت

هوا مشکبوی آب عنبر سرشت

۲

تو گفتی بهار از پی دین به کین

سپه کرد و آمد برون از کمین

۳

کمان آزفنداک شد ژاله تیر

گل غنچه ترگ و زره آبگیر

۴

شکوفه چو بر رشته کرده گهر

درختان چو طاووس بگشاده پر

۵

هزاران رده دید گل هر کسی

ازین تازه گلهای ما مِه بسی

۶

ستاک سمن بود زانسان ببر

که یک مرد بستم گرفتی به بر

۷

گل رسته بُد شسته باران ز گرد

چو گیلی سپرها چه سرخ و چه زرد

۸

بنفشه به بالای یکی درفش

ببر برگ هر یک چو جامی بنفش

۹

همه لاله بُد رسته بیراه و راه

دو چندان که باشد عقیقین کلاه

۱۰

ز بوی گل و سنبل و ارغوان

همی گشت فرتوت از سر جوان

۱۱

به گیتی نشانی نداد آدمی

جزیری بدان خوشی و خرمی

۱۲

چنین داستان بود از آن بوم و رُست

که یک سال هرک ایدر آرام جست

۱۳

هزاران اگر نوبهاران و تیر

برآید نه بیمار گردد نه پیر

۱۴

خروشان بسی مرغ بُد در هوا

همه خوب رنگ و همه خوش نوا

۱۵

خدنگ از کمان پهلوان کرد راست

از آن مرغ چندی بیفکند خواست

۱۶

بدو گفت ملاح کای ارجمند

مرین مرغکان را نشاید فکند

۱۷

که در ژرف دریا هر آنجایگاه

که ناگه شود کشتیی گم ز راه

۱۸

به سوی ره این مرغ با خشم و جوش

همی دارد از پیش کشتی خروش

۱۹

که تا بر پی بانگ و پرواز اوی

برانند کشتی برآواز اوی

۲۰

کجا مار بینند و نیز از نهنگ

بدرندش از هم به منقار و چنگ

۲۱

گرفتند از آن زنده چندی شکار

مگر از پی کشتی آید به کار

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…