اثر ادبی

شمارهٔ ۱۳ - دل بزه کار

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)
♡
۰

از من گرفت گیتی یارم را

وز چنگ من ربود نگارم را

۱

وبرانه ساخت یکسره کاخم را

آشفته کرد یکسره کارم را

۲

ز اشک روان و خاک به سرکردن

در پیش دیده کند مزارم را

۳

یک سو سرشک و یک سو داغ دل

پر باغ لاله ساخت کنارم را

۴

گر باغ لاله داد به من پس چون

از من گرفت لاله عذارم را

۵

در خاک کرد عشق و شبابم را

بر باد داد صبر و قرارم را

۶

چون حرف مفت و صحبت بی‌برهان

بر ترهات داد مدارم را

۷

بر گور مرده ریخت شرابم را

در کام سگ فکند شکارم را

۸

جام میم فکند ز کف و آنگاه

اندر سرم شکست خمارم را

۹

بس زار ناله کردم و پاسخ داد

با زهرخند، نالهٔ زارم را

۱۰

گفتم بهار عشق دمید، اما

گیتی خزان نمود بهارم را

۱۱

گیتی گنه نکرد و گنه دل کرد

کاین گونه کرد سنگین بارم را

۱۲

باری بر آن سرم که از این سینه

بیرون کنم دل بزه کارم را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…