اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵ - آواز خدا

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مستفعلتن مستفعلتن
♡
۰

هر حلقه که در آن زلف دوتاست

دام دگری بهر دل ماست

۱

بیماریِ ماست زان چشمِ دُژَم

تنهاییِ ما زآن زلفِ دوتاست

۲

باز این چه بلاست‌؟ ای تُرک پسر

ای تُرک پسر! باز این چه بلاست

۳

عرضم به تو بود از دست رقیب

از دست تو عرض‌، پیش که رواست

۴

یار آمد و زلف افشانده به دوش

دیوانه شدیم زنجیر کجاست

۵

دیوانه شوید، بیگانه شوید

کاین عقل و خرد دام عقلاست

۶

یا علم و عمل یا شور و جنون

کز این دو برون رنج است و عناست

۷

ای خلق خدای آواز کنید

کآواز عموم‌، آواز خداست

۸

این کشور کیست در دست عدو؟

این کشور ماست‌، این کشور ماست

۹

ما را بشکست پرخاش ملوک

پرخاش ملوک مرگ فقراست

۱۰

این یک به شمال‌، آن یک به جنوب

این یک به جفا، آن یک به ملاست

۱۱

در مغرب ملک جنگ است و جدال

در مشرق ملک قتل است و ثفاست

۱۲

در خطهٔ‌ فارس جوش است و خروش

در ملک عراق شور است و نواست

۱۳

ایران ضعیف‌، میران جبان

خصمان جسور پیش آمده راست

۱۴

نی نیست چنین‌، کایران پس از این

جان در نظرش بی‌قدر و بهاست

۱۵

از جان چو گذشت انسان ضعیف

انجام دهد هر کار که خواست

۱۶

بر درد بهار کس پی نبرد

آن کس که چشید داند که چه‌هاست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…