اثر ادبی

شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

تن زنده والا به ورزندگی است

که ورزندگی مایهٔ زندگی است

۱

به ورزش گرای و سرافراز باش

که فرجام سستی سرافکندگی است

۲

به سختی دهد مرد آزاده تن

که پایان تن‌پروری بندگی است

۳

دلی بایدت روشن و تن‌درست

اگر جانْت جویای فرخندگی است

۴

کسی کاو توانا شد و تندرست

خرد را به مغزش فروزندگی است

۵

هنر جوی تا کام یابی و ناز

که جویندگی راه یابندگی است

۶

ز ورزش میاسای و کوشنده باش

که بنیاد گیتی به کوشندگی است

۷

درخشیدنِ این بلند آفتاب

ز بسیار کوشی و گردندگی است

۸

نیاکانْت را ورزش آن مایه داد

که شهنامه زایشان به تابندگی است

۹

تو نیز از نیاکان بیاموز کار

اگر در سرت شور سرزندگی است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…