اثر ادبی

شمارهٔ ۶۱ - به شکرانه توشیح قانون اساسی

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

بگذشت اردی‌بهشت و آمد خرداد

خیز که باید قدح گرفت و قدح داد

۱

اول خرداد ماه و وقت گل سرخ

وقت گل سرخ و اول مه خرداد

۲

آمد خرداد ماه با گل سوری

داد بباید کنون به عیش و طرب داد

۳

بر گل ‌سوری خوش‌ است بادهٔ سوری

وبژه ز دست تو ماهروی پریزاد

۴

گل شکفد بامداد از بر گلبن

چون دو رخ لعبتان خلخ و نوشاد

۵

صبح دوم کافتاب خندد بر کوه

بر سر یک شاخ‌، گل بخندد هفتاد

۶

باد به شبگیر چون زند ره بستان

تاب درافتد به زلف سنبل و شمشاد

۷

چون سر زلفین دلبری که ز جورش

رفته بر و بوم عمر من همه بر باد

۸

جور پسندند خوبرویان بر من

فریاد از جور خوبروبان فریاد

۹

ای ز جفایت شده خراب دل من

هم به وفا روزی این خراب کن آباد

۱۰

بیداد اکنون‌نه‌درخور است که گشتست

گیتی از عدل شاه پر دهش و داد

۱۱

ملک یکی خانه‌ایست بنیادش عدل

خانه نپاید اگر نباشد بنیاد

۱۲

داد و دهش گر بنا نهند به کشور

به که حصاری کنند ز آهن و پولاد

۱۳

شکر خداوند را که داد و دهش را

طرف بنائی نهاد پادشه راد

۱۴

پادشه دادگر مظفر دین شاه

آنکه ز عدلش بنای ظلم برافتاد

۱۵

ظلم برون شد چو او درآمد بر تخت

فتنه فرو شد چو او ز مام جهان زاد

۱۶

فر و بزرگی بیامد ار ز بر عرش

دست بکش پیش تخت شاه در استاد

۱۷

خرم‌و شاداست‌بخت‌شاه که گشته‌است

کشور از او خرم و رعیت از او شاد

۱۸

ار جو کازاین بنای فرخ قانون

ملک بماند همیشه خرم و آباد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…