اثر ادبی

شمارهٔ ۶۵ - محشر خر

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

محشر خرگشت طهران‌، محشر خر زنده‌باد

خرخری ز امروز تا فردای محشر زنده‌ باد

۱

روح نامعقول این خر مرده ملت‌، کز قضا

هست هر روزی ز روز پیش خرتر، زنده ‌باد

۲

اندرین کشورکه تا سرزندگان یکسر خرند

گر خری تیزی دهد گو‌یند یکسر زنده ‌باد

۳

اسب تازی گر بمیرد از تاسف‌، گو بمیر

اندر آن میدان که گویند ابلهان خر زنده‌ باد

۴

راه‌آهن گر بخواهی مرده‌ات بیرون کشند

در چراگاه وطن‌، گو اسب و استر زنده ‌باد

۵

در محیطی کامتیازی نیست بین فضل و جهل

آن مکرر مرده‌ باد و این مکرر زنده‌ باد

۶

گر کسی گوید که حیدر قلعهٔ خیبر گرفت

جای حیدر جملگی گویند خیبر زنده ‌باد

۷

ور کسی از خولی و شمر و سنان مدحی کند

جملگی گویند با اصوات منکر، زنده ‌باد

۸

آنکه گوید مرده‌ باد امروز در حق کسی

رشوتی گر داد گوید روز دیگر زنده ‌باد

۹

از پی تغسیل و دفن مردمان زنده‌دل

مرده‌شو در این محیط مرده‌ پرور زنده‌ باد

۱۰

در گلستانی که بلبل بشنود توبیخ زاغ

راح و ریحان مرده‌ باد و خار و خنجر زنده ‌باد

۱۱

مردم دانای سالم مرده و اندر عوض

دولت زشت ضعیف زرد پیکر زنده‌ باد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…