اثر ادبی

شمارهٔ ۱۳۴ - در وصف انگور

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور

برخیز و به گهواره فکن بچهٔ انگور

۱

آن بچهٔ نوزاده فروگیر که مادرش

شش ماه فرو خفته درآغوش مه و هور

۲

اکنون شده آبستن و برگردش هر روز

چون قابلگان آمده یک قافله زنبور

۳

این قابلگان قابلگی نیک ندانند

هان خیز و ز بسترش یکایک را کن دور

۴

سختم عجب آید که چنین کودک چون زاد

زان تیره رخ خستهٔ مستسقی رنجور

۵

وین نیز عجب‌تر که به یک زادن چون گشت

ستخوانش بگسیخته و جلدش مبثور

۶

وآنگاه سر از خاکش برگیر به نرمی

چونان که نگردد شکم و پشتش ناسور

۷

زان پس به یکی بستر سنگینش درافکن

و زپشت و برش دورکن آن کودک مستور

۸

خود گرچه به مادرش ستم خواهد رفتن

لیکن تو دربن کار مصابستی و مأجور

۹

وان طفل به گهواره درافکن به دو سه ماه

چونان که به گهواره درون گردد محصور

۱۰

آن طفل نکوروی که از روشن رویش

چون روز برافروخته گردد شب دیجور

۱۱

آنگه که به نیرو شود و روی فروزد

زو وام کند رضوان رنگ دو لب حور

۱۲

وانگه که به بلور فرود آرد ساقیش

چون کان عقیق یمنی گردد بلور

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…