اثر ادبی

شمارهٔ ۱۳۷ - تغزل و تشبیب

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

باد بیاورد بوی مشک به شبگیر

گوئی بگذشت از آن دو زلف گره گیر

۱

شبگیر ار بگذرد نسیم بر آن زلف

مشک فرازآورد نسیم به شبگیر

۲

دانم تدبیرها بسی به همه کار

لیک به عشق اندرون ندانم تدبیر

۳

خلخ وکشمیر را به خیره ستایند

آری کار جهان بود همه بر خیر

۴

زانکه یکی چون تو حور نیست به خلخ

زانکه یکی چون‌تو سرو نیست به کشمیر

۵

جز پی نخجیر سوی من نگراید

تا سر زلفت دلم ربوده به نخجیر

۶

سروی و بر سرو ماه داری وخورشید

ماهی و بر ماه حلقه بندی و زنجیر

۷

گفتم ماهی و اینت غایت تکذیب

گفتم سروی و اینت غایت تحقیر

۸

خود سخنی بود ناستوده و بگذشت

زان سخن رفته عذرخواهم بپذیر

۹

عذر پذیرست و جرم‌پوش خداوند

وین دو بود نیز بهترین صفت میر

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…