اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

وز عود خط آراسته بر چینی تمثال

۱

لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز

آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال

۲

ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف

بنگاشته بی خامه بسی جیم و بسی دال

۳

از جیم تو صد تاب و شکن بر قد عشاق

وز دال تو صد بند و گره در دل ابدال

۴

می ده که هلال مه شوال برآمد

ای بی‌ تو قد من چو هلال مه شوال

۵

احوال من از بوسه کن ای ترک دگرگون

زان پیشگه از باده دگرگون کنم احوال

۶

در مسجد و محراب همی رفتم زین پیش

واکنون نروم جز به در مطرب و قوال

۷

رفت آنکه شب و روز به هر برزن و هر کوی

زاهد رود از پیش و گروهیش به دنبال

۸

می ده که مرا حال نمانده است کزین بیش

زاعمال شبانروز دگرگونه کنم حال

۹

چون آتش سیال یکی باده بنه پیش

ای روی تو افروخته‌تر زآتش سیال

۱۰

بردند به چین اندر تمثال تو بت روی

زآنروی پرستند به چین اندر تمثال

۱۱

فالم همه نیکو بود از دیدن روبت

از دیدن روی تو نکوتر نبود فال

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…