۰
در پایتخت ما بگشادند بخت گِل
شد پایتخت ما به صفت پای تخت گل
۱
خوشگلتر از شوارع ری نیست کاندروست
صدگونه شکل هندسی از لخت لخت گل
۲
هر گه ستور گام نهد از پی عبور
بر گرد گامهاش بروید درخت گل
۳
گر تختی از بلور نهی برکنار راه
در نیم لحظهاش نشناسی ز تخت گل
۴
گر بخت گل گره خورد از سعی نیمشب
عمال نیمروز گشایند بخت گل
۵
یک رخت پاک باز نماند به شهر ری
گر آفتاب و باد نهبندند رخت گل
۶
گر قصه موجز آمد عیبم مکن ازآنک
سخت است رد شدن ز قوافی سخت گل
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.