اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گل

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

در پایتخت ما بگشادند بخت گِل

شد پایتخت ما به صفت پای تخت گل

۱

خوشگلتر از شوارع ری نیست کاندروست

صدگونه شکل هندسی از لخت لخت گل

۲

هر گه ستور گام نهد از پی عبور

بر گرد گام‌هاش بروید درخت گل

۳

گر تختی از بلور نهی برکنار راه

در نیم لحظه‌اش نشناسی ز تخت گل

۴

گر بخت گل گره خورد از سعی نیم‌شب

عمال نیمروز گشایند بخت گل

۵

یک رخت پاک باز نماند به شهر ری

گر آفتاب و باد نه‌بندند رخت گل

۶

گر قصه موجز آمد عیبم مکن ازآنک

سخت است رد شدن ز قوافی سخت گل

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…