اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵۳ - دار مجازات

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

همی چه گویی چندین چراست قالاقیل

به پیش این در و بر گرد آن بلند نخیل

۱

شگفت روزی‌، همچون قیامت از انبوه

فراخنایی‌، مانند محشر از تهویل

۲

ز بس نظارگیان درتنیده یک به دگر

ببسته راه شد آمد، به عابران سبیل

۳

پیادگان و سواران ستاده صف در صف

به گرد برشده نخلی مهیب و زشت و طویل

۴

درازنایی هایل به رنگ جبههٔ مرگ

و یا به سان زدوده سنان عزراییل

۵

ستاده خشک به مانند زاهدان کسل

بمانده سرد به مانند راهبان علیل

۶

نبود اشتر و بودش مهار چون اشتر

نبود پیل‌، ولی یَشک داشت همچون پیل‌

۷

کمیت نی و بلون تن از کمیت مثال

زرافه نی و به گردن بر، از زرافه مثیل

۸

رخی ز خوردن خون چون دهان شیران سرخ

تنی ز گُرسَنِگی چون میان شیر، هزیل

۹

ز جنس منبر و منبر نه‌، لیک چون منبر

بر او بخوانند آیات دوزخ از تنزیل

۱۰

عظیم داری خمیده سر، که بر سر او

نوشته‌اند که «‌هذا لمن اساء قلیل‌»

۱۱

ز بهر صید گنهکاران‌، فروهشته

ستبر بندی ابریشمین و زَفت و فتیل

۱۲

چو بانگ زد نهمین زنگ صبح روز سوم

به خصم خواندند آیات مرگ با تعجیل

۱۳

سر شرارت کاشان‌، زعیم راهزنان

به پای دار در اِستاد، بسته دست و ذلیل

۱۴

به پیش‌مرگیِ وی‌، پیشکارِ ناکسِ او

نخست کرد سر چوب دار را تقبیل

۱۵

سپس نشانِ سرِ دار شد تنِ سردار

به شادمانیِ ارواحِ بی‌گناهِ قتیل

۱۶

غریو و هلهله ز انبوه مرد و زن برخاست

تو گفتی آنکه دمیدند صور اسرافیل

۱۷

که زنده باد مجازات و زنده باد مدام

وثوق دولت و دین صدر کامکار جلیل

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…