اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸۲ - فوج آهن

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
♡
۰

چون بدرید صبح پیراهن

جلوه گر گشت فوجی از آهن

۱

سپهی کز نهیب نیزهٔ او

بردرد چرخ پیر پیراهن

۲

لشگری کانعطاف خنجر وی

بگسلاند ز کهکشان جوشن

۳

چون‌ برآید غریو، ‌روز نبرد

فوج‌ آهن ‌به جنبش آرد تن

۴

آهنین قلعه‌ای بود جنبان

نه بر او در پدید و نی روزن

۵

تیر بارد چنان که بر پرد

آهن ذوب گشته از معدن

۶

بمب کوبد، چنان که درغلطد

سنگ خارا ز قله در دامن

۷

میغی از تیغ برکشد که از آن

مرگ بارد به تارک دشمن

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…