اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

خرم و آباد باد مرز خبوشان

هیچ دلی از ستم مباد خروشان

۱

گرچه خبوشانیان خروشان بودند

بینی زین پس خموش اهل خبوشان

۲

مردی باید ستوده‌خوی کزین پس

برنخروشند این گروه خموشان

۳

تا نخروشند این گروه بباید

آنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان

۴

جمع کندشان ز مردمی به‌بر خوبش

کاینان را حال بوده سخت پریشان

۵

اهل خراسان و جز خراسان دانند

جمله که چونست حال مردم قوچان

۶

ظلمی زبن پیش رفته است بر آنها

او کند آن ظلم را ازین پس جبران

۷

ملک بیاراید و به عدل گراید

تا شود آباد آنچه زو شده ویران

۸

بندد پای از عدوی خانگی آنگاه

گیرد دست از یتیم بی‌سر و سامان

۹

کاری کاسان بود نگیرد دشوار

تا بس دشوار کار، گردد آسان

۱۰

زینسان باید ستوده مرد هنرمند

آری مرد است آنکه باشد زینسان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…