اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۰ - خزینۀ حمام

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

افتاد به حمام‌، رهم سوی خزینه

ترکید کدوی سرم از بوی خزینه

۱

من توی خزینه نروم هیچ و ز بیرون

مبهوت‌ شوم‌ چون نگرم‌ سوی‌ خزینه

۲

چون کاسهٔ «‌بزقرمهٔ‌» پرقرمهٔ کم‌آب

پر آدم و کم‌آب بود توی خزبنه

۳

گه آبی و گه سبز شود چون پرطاوس

آن موج لطیفی که بود روی خزینه

۴

گر کودک بی‌مو ز خزینه بدر آید

پرپشم شود پیکرش از موی خزینه

۵

موی بدن و چرک و حنا و کف صابون

آبیست که جاری بود از جوی خزینه

۶

چون جمجمهٔ مردهٔ سی روزه دهد بوی

آن خوی که چکد از خم ابروی خزینه

۷

سرگین گرو از عطر برد، گر بگشاید

عطار سپس دکه به پهلوی خزینه

۸

با جبههٔ پرچین و لب عربده‌جویش

گرم و تر و چسبنده بود خوی خزینه

۹

از لای کش احوال دل خستهٔ او پرس

چون رنگ طبیعی پرد از روی خزینه

۱۰

پیکر شودش زرد به رنگ مگس نحل

هرکس که برون رفت ز کندوی خزینه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…