اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۱ - گرسنه

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

شاها تا کی بود بهار گرسنه

خائن سیر و درستکار گرسنه‌؟

۱

خرمگس و عنکبوت و پشه و زنبور

آن همه سیرند و نوبهار گرسنه

۲

آنکه کند سفلگی شعار، بود سیر

وانکه کند راستی شعار، گرسنه

۳

سکهٔ قلب خراب سیر ولیکن

شمش زر کامل‌العیار گرسنه

۴

دشتی و زوار و شیروانی سیرند

لیک تقی‌زاده و بهار گرسنه

۵

کوشش و ایران غنی و سیر ولیکن

صد چو خلیلی به هر کنار گرسنه

۶

یک نفر از پرخوری کند قی و پیشش

ضعف نموده است صد هزار گرسنه

۷

دزد وطن هست سیر و آن که همه عمر

بهر وطن بوده جان نثار گرسنه

۸

آن که بود چاپلوس و جاهل و بی‌دین

هیچ نماند به روزگار گرسنه

۹

وان که تملق نگفت و در همه حالی

مسلک خود کرد آشکار، گرسنه

۱۰

دشمن ایران به یک قرار بود سیر

ملت ایران به یک قرار گرسنه

۱۱

وای به باغی که جغد و زاغ در آن سیر

لیک بود قمری و هزار گرسنه

۱۲

سیران مستوجب عنایت شاهند

لیکن مستوجب فشار، گرسنه

۱۳

هیچ ندیدم خدای را که گذارد

عبد ضعیف گناهکار گرسنه

۱۴

گرسنگی لازم است لیک روا نیست

بیشتر از حد انتظارگرسنه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…