اثر ادبی

شمارهٔ ۲۴۶ - تغزل

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بتا اگرچه به صورت تو زادهٔ بشری

ولی به روی درخشان‌، سلاله قمری

۱

بشر نزاده چنین ماه روی غالیه موی

چگونه باورم آیدکه زادهٔ بشری

۲

به چهر و سیما فرزند ماه گردونی

به قد و بالا مانند سرو کاشمری

۳

قمر شناسمت ار غمگسار بوده قمر

پری بخوانمت ار آشکار گشته پری

۴

به زلف بافته‌، رشگ بنفشهٔ چمنی

به روی تافته‌، شرم ستاره سحری

۵

اگر شکارکنند آهوان صحرا را

به‌چشم‌، ای بت آهونگه‌، تو دل شکری

۶

پری شنیدم اما پری نه دل سپراست

تو ای نگار پریچهره از چه دل سپری

۷

سپرکنی به رخ ماه حلقهٔ زنجیر

برای آنکه کنی روزگار من سپری

۸

کسی که روی‌ تو بیند زخویش بی‌خبرست

چرا ز حسن خود ای ماهرو تو بی‌خبری

۹

نظر به روی تو دل‌ها ز دست برباید

که آفت دلی ای شوخ و فتنهٔ نظری

۱۰

منم غلام خط مشک‌ فام تو که بدو

سپرده خط غلامی بنفشهٔ طبری

۱۱

کدام کس که تو را دید و دل نداد به تو

کدام کس که تو بینی و دل ازو نبری

۱۲

به‌ماه و سروت اگر عاشقان کنند شبیه

تو ماه مشکین زلفی و سرو سیم‌بری

۱۳

به روی تو صنما ختم شد نکورویی

چو برپیمبر ما ختم شد پیامبری

۱۴

خدایگان رسولان‌، رسول بار خدای

که مر خدایش بستوده از نکو سیری

۱۵

خدای را غرض از خلقت‌ جهان او بود

وگرنه بهرچه آورد انس وجن وپری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…