اثر ادبی

شمارهٔ ۲۴۷ - خزان

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

مگر می‌کند بوستان زرگری

که دارد به دامان زر جعفری

۱

به کان‌ اندر، آن مایه‌ زر توده ‌نیست

که باشد درین دکهٔ زرگری

۲

به باغ این‌چنین گفت باد صبا

که چونی بدین مایه حیلت وری

۳

به ده ماه از این پیش دیدمت من

تهی دست و خسته تن از لاغری

۴

وز آن پس به‌د‌و ماه دیدمت باز

به تن جامهٔ چینی و ششتری

۵

به سه ماه از آن پس شدی بارور

شکم کرده فربه ز بار آوری

۶

به دیدار نو بینم اکنون تو را

طرازیده بر تن قبای زری

۷

همانا که توگنج زر یافتی

که کردی بدین گونه زرگستری

۸

به کاه جوانی همی داشتی

به طنازی آئین لعبت گری

۹

کنون گشته‌ای سخت‌پیر وحریص

همی خواسته‌، نیزگردآوری

۱۰

دگرباره دختر شوی ای عجب

عجوزه ندیدم بدین دختری

۱۱

چمن زرفروش است و زاغ سیاه

شده زر او را به‌جان مشتری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…