اثر ادبی

شمارهٔ ۲۵۲ - تغزل

ملک‌الشعرا بهار•قصاید•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

ز عشق خوبروبان حصاری

شدم‌ در چنگ رنج و غم حصاری

۱

حصاری شد دلم در سینهٔ تنگ

ز دست تنگ چشمان حصاری

۲

ز هر سو پیش چشمم اندر آید

بتی چینی و ترکی قندهاری

۳

به‌ باری‌، چند ازینان شکوه‌ رانم

که این خوبی‌ بدیشان داد باری

۴

از اینان با دل من بر، فسون کرد

نگاری چیره بر افسون‌نگاری

۵

بتی کرده دل جمعی گرفتار

به بند حلقهٔ زلف بخاری

۶

به جایش غمگساری دارم و او

به جای من ندارد غمگساری

۷

ازیرا داده زلف بی‌قرارش

قرار کار من بر بی‌قراری

۸

کنون ز اندیشهٔ آن سعتری زلف

شبی دارم به پیش چشم تاری

۹

کجا ناساز گشتی زو مرا کار

اگر بودیش با من سازگاری

۱۰

به‌من نامهربان گر شد چه حاصل

ز آه و ناله و افغان و زاری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…