اثر ادبی

شمارهٔ ۱۲

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
♡
۰

رقم قتل ما به دست حبیب

چون مخالف نداشت شد تصویب

۱

خامشی به ز مجلسی که در آن

نیست یک تن سخن‌شناس و لبیب

۲

خویشتن را میان خیل خران

خر نسازد به حکم عقل‌، ادیب

۳

گورخر را چه حاجت بیطار

بدوی را چه انتظار طبیب

۴

دهر چون نانجیب‌پرور شد

گو بمیرند مردمان نجیب

۵

بلبل از بیم جان شود پنهان

چون به بستان کشد غراب نعیب

۶

از در احتیاج مردم بود

آنچه دادند عاقلان ترتیب

۷

هیچ اصلی به دهر ثابت نیست

خواه اصلی بعید و خواه قریب

۸

جای دیگر عجیب ننماید

آنچه اینجا به چشم تو ست عجیب

۹

خوار گردد به نزد یار، بهار

چون بریار شد عزیز، رقیب

۱۰

چه توان کرد چون نشد معتاد

بینی خنفسا به نکهت طیب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…