اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی است

شعلهٔ عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است

۱

هر طبیبی نکند چارهٔ این مرده‌دلان

که دوای دل ما درکف عیسی‌نفسی است

۲

گر دل سوخته ره برد به جایی نه عجب

سوی حق راهبر موسی عمران‌، قبسی است

۳

کاروانی است پراکنده و سرگشته ولیک

خاطر گمشدگان شاد به بانگ جرسی است

۴

طفل راگوشهٔ گهواره جهانی است فراخ

همه آفاق بر همت مردان قفسی است

۵

ای توانگر تو به زر شادی و دانا به ضمیر

هر کسی را به جهان گذران ملتمسی است

۶

شهر ما با عسس و محتسب از دزد پر است

ای‌خوش آن‌ شهر که‌ در باطن‌ هر کس عسسی است

۷

سال‌ها حلقه زدم بر در این خانه «‌بهار»

بود ظنم به همه عمر که در خانه کسی است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…