اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
♡
۰

خیزید و به پای خم مستانه سر اندازید

وان راز نهانی را از پرده براندازند

۱

این طرح کج گیتی شایان تماشا نیست

شایان تماشا را طرح دگر اندازید

۲

ذوق بشریت را این عشق کهن گم کرد

عشقی نو و فکری نو اندر بشر اندازید

۳

تا عشق دگرگونی پیدا شود اندر دل

آن زلف چلیپا را در یکدگر اندازید

۴

تا یار که‌را خواهد تا عشق که‌را شاید

خود را و حریفان را اندر خطر اندازید

۵

تا عامه شود بیدار تا خاصه شود هشیار

اسرار حقیقت را در رهگذر اندازید

۶

تا حق‌طلبان گردند از دربدری آزاد

شیخان ریایی را از در بدر اندازید

۷

این محنت بی‌دردی دردی دگرست آری

گر دست‌ دهد خود را در دردسر اندازید

۸

گر عقل زند لافی دشنام دهید او را

وانجا که جنون آید پیشش سپر اندازید

۹

یک شعله برافروزید از آه دل سوزان

وانگه چو بهار آتش در خشک و تر اندازید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…