اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع
♡
۰

نکاهدم بار، فزایدم درد

نخواهدم یار، چه بایدم کرد

۱

غبار راهی‌، شدم که گاهی

زکوی دلدار برآیدم گرد

۲

به هرکجا بخت کشاندم رخت

سپهر دوّار نمایدم طرد

۳

فلک چو بازی به گرم تازی

فشاردم خوار ربایدم سرد

۴

جهان به دستان درین گلستان

خلاندم خار نمایدم ورد

۵

کجا شوم‌ پیش‌ غمم‌ شود بیش

تن آیدم زار رخ آیدم زرد

۶

گر از غم نان به لب رسد جان

ز خوان اغیار نشایدم خورد

۷

به لعب دشمن کجا دهم تن

اگر دو صد بارگشایدم نرد

۸

قسم به ایران کزین امیران

یکی به دیدار نیایدم مرد

۹

بهار مضطر خمش کزین درد

نکاهدم بار فزایدم درد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…