اثر ادبی

شمارهٔ ۴۲

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دل از تطاول زلف نگار جان نبرد

چو مارگیر کز آسیب مار جان نبرد

۱

به‌ صیدگاه دل‌ آن زلف خم به‌خم دامیست

که از علایق او یک شکار جان نبرد

۲

دلا تجاهل عارف گزین که صاحب ذوق

محقق است کزین روزگار جان نبرد

۳

بدان تبختر شاهانه گرگشاید رخ

پیاده‌ایست کز او یک سوار جان نبرد

۴

سلاح عاشقی افتادگیست ورنه کسی

به پهلوانی ازین کار زار جان نبرد

۵

به رهنمایی سیمرغ بست باید دل

وگرنه رستم از اسفندیار جان نبرد

۶

سلامت ارطلبی کفرگوی و رندی کن

که زهد و تقوی از این گیرودار جان نبرد

۷

بگو به ساقی مجلس به باده افیون ریز

وگرنه هیچ کس از این خمار جان نبرد

۸

بر اهل فضل جهان سردگونه شد دانم

کزین خزان فضیلت بهار جان نبرد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…