اثر ادبی

شمارهٔ ۴۷

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
♡
۰

مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد

این باشد آن نباشد آن باشد این نباشد

۱

با انگبین لبت را سنجیده‌ام مکرر

شهدی که در لب توست در انگبین نباشد

۲

قومی به فکر مشغول قومی به دین گرفتار

غافل که آنچه‌ جویند در کفر و دین نباشد

۳

در نکتهٔ دهانت هر کس کند گمانی

تا تو سخن نگویی کس را یقین نباشد

۴

ماه فلک ز حسنت خواهد برد نصیبی

ورنه همیشه سیرش گرد زمین نباشد

۵

خواهم سر ارادت سایم بر آستانت

شرمنده‌ام که چیزیم در آستین نباشد

۶

یابد ز دام زلفش صید دلم رهایی

گر چشم صیدگیرش اندر کمین نباشد

۷

با ترکتاز چشمش نیکو مقاومت کرد

حقا که چون دل من حصنی حصین نباشد

۸

گفتم بهار مسکین خواهد گلی ز باغت

گفتا خزان رسیده است گل بعد از این نباشد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…