اثر ادبی

شمارهٔ ۵۲

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد

نشد آزاد ز غم هر که گرفتار نشد

۱

یوسف مصر نشد آن که به بازار وجود

پیره زالی به کلافیش خریدار نشد

۲

همره نوح نشد، همسر داود نگشت

هرکه خدمتگر آهنگر و نجار نشد

۳

از رهش پای مکش دامنش از دست منه

فکر یکبار دگر کن اگر این بار نشد

۴

صنما پرده ز رخ برکش و بر قلب فکن

که حجاب رخ زن حافظ اسرار نشد

۵

چهره بگشای و ز چشم بد اغیار مترس

که گل آزرده دل از چشم بد خار نشد

۶

در پس پردهٔ ناموس نهان شو زیرا

چادر و پیچه حجاب زن بدکار نشد

۷

زن که با حسن خداداده نیاموخت هنر

لایق همسری مردم هشیار نشد

۸

دیو پتیاره بود گرچه بود نیکوروی

زن که با نامزد خویش وفادار نشد

۹

عفت دختر دوشیزه نهالی است بهار

که چو شدکنده ز جا سبز دگربار نشد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…