اثر ادبی

شمارهٔ ۵۶

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

دعوی چه کنی؟! داعیه‌داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

۱

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست

گوید: «چه نشینی؟! که سواران همه رفتند»

۲

داغ است دل لاله و نیلی است بَرِ سرو

کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

۳

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

۴

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

۵

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی

گنجینه نهادند به ماران‌، همه رفتند

۶

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران

تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

۷

خون بار بهار از مژه در فُرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…