اثر ادبی

شمارهٔ ۶۲

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

کنون که کار دل از زلف یار نگشاید

سزد گر از من آشفته کار نگشاید

۱

بلی ز عاشق آشفته کی گشاید کار

چو کار دل ز سر زلف یار نگشاید

۲

ز روزگار در این‌ بستگی‌ چه‌ شکوه کنم

دری که بست قضا روزگار نگشاید

۳

در انتظار بسی کوفتیم آهن سرد

دربغ از آن که در انتظار نگشاید

۴

به اختیار دل این کار بسته بگشایم

ولی زمانه در اختیار نگشاید

۵

ز اشگ بگذرم و دیده شعله بار کنم

که کارم از مژهٔ اشکبار نگشاید

۶

گل وفا ز نکویان طمع مدار بهار

که غنچهٔ هوس از این بهار نگشاید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…