اثر ادبی

شمارهٔ ۶۴

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
♡
۰

از ما به جز از وفا نیاید

وز یار به جز جفا نیاید

۱

دلبر چه بلا بود که هرگز

نزد من مبتلا نیاید

۲

حرزی است مرا نهان کزان حرز

در خانهٔ ما بلا نیاید

۳

من کوه غم توام ولیکن

زین کوه دگر صدا نیاید

۴

در خانهٔ ما نیایی آری

منعم بر بینوا نیاید

۵

شادان‌، خبر غمی نپرسد

سلطان به سر گدا نیاید

۶

و آن را که قدم به فرش دیباست

در خانه ی بوربا نیاید

۷

آخر ز خدا بترس اگر هیچ

از روی منت حیا نیاید

۸

گوبی که ز عشق دست بردار

این کار ز دست ما نیاید

۹

من زلف تو مشک چین نخوانم

کز اهل ادب خطا نیاید

۱۰

بر ما قلبت چرا نسوزد؟

بر ما رحمت چرا نیاید؟

۱۱

بیگانه بود «‌بهار» آنجا

کاوازهٔ آشنا نیاید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…