اثر ادبی

شمارهٔ ۶۸

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

نیست کسی را نظر به حال کس امروز

وای به مرغی که ماند در قفس امروز

۱

گر دهدت دست خیز و چارهٔ خود کن

داد مجو زان که نیست دادرس امروز

۲

آن که به پیمان و عهد او شدم از راه

نیست بجز کشتن منش هوس امروز

۳

وان که دو صد ادعا به عشق فزون داشت

بین که چه آهسته می کشد نفس امروز

۴

همتی ای دل که پس نمانی از اغیار

پیش نیفتد کسی که ماند پس امروز

۵

خانه خداگو به فکر خانهٔ خود باش

زان که یکی گشته دزد با عسس امروز

۶

ملت جاهل مکن مجادله با بخت

فر و بزرگی به دانش است و بس امروز

۷

خود غم خود می‌خور ای بهار که هرگز

کس نکند فکری از برای کس امروز

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…