اثر ادبی

شمارهٔ ۷۷

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

منم که خط غلامی دهم به نیم ‌سلام

دل من است که قانع شود به یک پیغام

۱

کنون که گردش ایام را ثباتی نیست

همان‌ خوشست که در عشق بگذرد ایام

۲

من آن مقام بلند از کجا به دست آرم

که عاشقانه بیایم در آن بلند مُقام

۳

من آن نی‌ام که هلال از تمام نشناسم

مه‌ دو هفته هلال‌ است و عارض تو تمام

۴

چراغ وصل بیفروز و حجره روشن کن

که آفتاب جدایی رسیده بر لب بام

۵

غمم بکشت که خوبان چرا ندانستند

که خدعه‌باز کدامست و عشق، باز کدام

۶

به نام عشق، که از عشق رخ نخواهم تافت

اگر دچار ملامت شوم و گر بدنام

۷

بهار باشد و بس، آن که در ارادت دوست

کشیده طعنهٔ کفر و ملامت اسلام

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…