۰
جان قرین رخ جانان شود انشاءالله
هرچه خواهد دل ما، آن شود انشاءالله
۱
تا ببیند بت من حال پریشانی دل
زلفش از باد پریشان شود انشاءالله
۲
آن که خون دلم از دیده به دامان افشاند
خونش از دیده به دامان شود انشاءالله
۳
اینهان گشته ز من، باش که حال دل زار
همچو خال تو نمایان شود انشاءالله
۴
دل آشفتهام از بیم شب هجر دراز
در سر زلف تو پنهان شود انشاءالله
۵
تا شود خانهٔ دلهای عزیزان آباد
خانهٔ جور تو ویران شود انشاءالله
۶
بلبل آسوده نشین کز دم جانبخش بهار
دهر ویرانه گلستان شود انشاءالله
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.