اثر ادبی

شمارهٔ ۹۱

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

علی‌الصباح که بر طره‌ات زنی شانه

هزار نافه گشایی میان کاشانه

۱

گر از بهشت گریزد کسی رواست بسی

که هست چون‌ تو بهشتی‌رخیش‌ درخانه

۲

کسان زنند به دیوانگیم طعنه و من

بر آن که از غم عشق تو نیست دیوانه

۳

کجا برون روی ای مهر دوست از دل من

که گنج را نسزد جای جز به ویرانه

۴

کنون که وصل میسر نمی‌شود باری

من و فراق تو و ناله‌های مستانه

۵

بگو به دوست نشاید نهاد پای امید

به خانه‌ای که در آن سرکشید بیگانه

۶

عجب نباشد اگر شمع را بسوزد تن

به جرم اینکه زد آتش به جان پروانه

۷

بهار کشتهٔ ترکی بود که در ره او

گذشته شعر وی از تاشکند و فرغانه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…