۰
شبی گذشت به آسودگی و آزادی
هزار شکر بدین نعمت خدادادی
۱
چه عیش های مهنا که روی داد به ما
بدین چمن که بدو باد روی آبادی
۲
ز کهنه و نو گیتی نگشت شاد دلم
من و ملازمت لعبتان نو شادی
۳
حدیث نعمت پرویز و حسن شیرین رفت
ولی چوکوه بجا ماند عشق فرهادی
۴
بیار باده و آبی فشان بر آتش دل
که بی خبر شوم از قید خاکی و بادی
۵
به شهربند حقیقت رسی ز راه مجاز
بلی نتیجهٔ شاگردیست، استادی
۶
همیشه خرّم و شادیم از عنایت دوست
دوصد سپاس بدین خرمی و این شادی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.