اثر ادبی

شمارهٔ ۹۶

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
♡
۰

آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی

رفتم من از این عالم‌، عالم به تو ارزانی

۱

عشق من و تو ای ماه بیرون ز شگفتی نیست

من پیر جهان‌دیده‌، تو طفل دبستانی

۲

نشگفت گر از مجنون در عشق شوم افزون

کز معرفت افزون است شهری ز بیابانی

۳

تو اول و تو ثانی در خوبی و رعنایی

ای ثانی بی‌اول وی اول بی‌ثانی

۴

درآتش عشق ای دوست می‌سوزم و می‌بینی

وز درد فراق ای یار می‌نالم و می‌دانی

۵

در عشق پشیمانی آیین محبت نیست

عاشق نبرد هرگز در عشق پشیمانی

۶

در بند سر زلفت یک جمع پریشانند

زان جمله یکی نبود چون من به پریشانی

۷

تو شاه نکوروبان‌، من شاه سخن گوبان

تو خود به نکورویی‌، من خود به سخندانی

۸

ما را به فسون سازی جانا چه دهی بازی

تو کودک قفقازی‌، من رند خراسانی

۹

تو ناز کنی از این‌، کَت دلبر خود خوانم

من فخر کنم از این کم بندهٔ خود خوانی

۱۰

عشق تو به ‌آسانی بیرون نرود از دل

بیرون نرود از دل عشق تو به ‌آسانی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…