اثر ادبی

شمارهٔ ۹۸

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنی

که اعتماد بر اوضاع این جهان نکنی

۱

از این وآن نکشی هیچ در جهان آزار

اگرتو نیت آزار این و آن نکنی

۲

ز صد رفیق یکی مهربان فتد، هش دار

که ترک صحبت یاران مهربان نکنی

۳

بود رفیق کهن چون می کهن‌، زنهار

که از رفیق و می تازه سرگران نکنی

۴

ز دیگران چه توقع بود نهفتن راز

ترا که راز خود از دیگران نهان نکنی

۵

میان خلق جهان گم کنی علامت خویش

اگر به خلق نکو خویش را نشان نکنی

۶

غم زمانه نگردد به گرد خاطر تو

گر التفات به نیک و بد زمان نکنی

۷

گر ازدیاد محبانت آرزوست‌، بکوش

که امتحان‌شده را دیگر امتحان نکنی

۸

به دوستان فراوان کجا رسی که تو باز

ادای حق یکی را به سالیان نکنی

۹

اگر به‌دست تو دشمن زپا فتاد ای دوست

مباش غره که خود عمر جاودان نکنی

۱۰

بجو متاع محبت که گر تمامت عمر

بدین متاع تجارت کنی زیان نکنی

۱۱

اگر نهی سر رغبت بر آستانهٔ کار

کف نیاز دگر سوی آسمان نکنی

۱۲

«‌بهار» اگر دلت‌ از غم‌ برشته‌ است‌،‌ خموش

که همچو شمع سر اندر سر زبان نکنی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…