اثر ادبی

شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر

ملک‌الشعرا بهار•قطعات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون

بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما

۱

دریغ از آن دل آگاه و خاطر دانا

که بردرند ز غم جامه صبوری ما

۲

صبوری آن ملک شاعران طوس برفت

به خانقاه غم آمد دل سروری ما

۳

تنم بسوخت ز اندوه هجر و دوری او

چگونه ساخت ندانم به هجر و دوری ما

۴

چو نور باصره امد ز چشم ما پنهان

فغان و ناله که شد دور دور کوری ما

۵

بهار با دل غمگین خود چنین می گفت

که مصرعی است به تاریخ او ضروری ما

۶

سری‌ ز جان برآورد و این‌ چنین‌ به‌سرود

بشد صبوری از ما چو شد صبوری ما

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…