اثر ادبی

شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهید

ملک‌الشعرا بهار•قطعات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

گو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت

که کیی تو که به رخ بسته‌ای از حیله نقاب

۱

غیرت از جنس تو برخیزد اگر برخیزد

سنبل از شوره‌، می از سرکه و ماهی ز سراب

۲

تیر در چشم تو چونان که به چشم تو مژه

تیز بر ریش تو چونان که به‌ ریش تو گلاب

۳

پنجه‌ات باد قلم تا که به‌ دست تو قلم

در پیت باد بلا تا که به پیش تو کتاب

۴

کشور از جنس کثیف تو چو جنس تو کثیف

وطن از فکر خراب تو چو فکر تو خراب

۵

خبث‌، پنهان به ضمیر تو چو آتش به حجر

فحش‌، پیدا ز کلام تو چو باران ز سحاب

۶

تو و ناهید پدر سوخته چون عود و سلیم

نر و ماده بهم افتاده چو در کوی کلاب

۷

نامهٔ تو ببرت چون ببر مرده کفن

خامهٔ او به کفش چون به کف قحبه خضاب

۸

تو هجا گویی و ناهید ز تو نقل کند

نیک بنگر به‌ چه ماند عمل آن دو جناب

۹

چون یکی خر که بره پشگلکی اندازد

پس جعل نقل کند پشگل او را به‌ شتاب

۱۰

تو چو بوجهلی وناهید چو حمال حطب

ای سر و گردنتان درخور شمشیر و طناب

۱۱

ای سیه نامهٔ ناهید و طرفدار ...

آلت آلت بدخواه وطن در هر باب

۱۲

ورق سرخ و سیاه تو بود کهنهٔ حیض

یا رخ فاحشهٔ پیرکه مالد سرخاب

۱۳

شغل کناسی و قصابی با هم نسزد

ای اجانب را کناس و وطن را قصاب

۱۴

زر ز «‌هاوارد» بگیری و دهی فحش به‌ خلق

زیر آوار بمانی تو و یا لیت تراب

۱۵

ز انگلستان مستان پول و ضیا را مستای

گول «‌نرمان‌» مخور و سوی خیانت مشتاب

۱۶

زان که او خاک وطن را به اجانب دادست

بگرفته زر و امروز بترسد ز حساب

۱۷

بهر مشروطه یکی ... تراشیده ز سنگ

مالشش داده و شق کرده به‌ دست اصحاب

۱۸

باش تا روز به شب نامده آن‌...

تا حجامتگه تو بر درد از یک شپشاب

۱۹

قدر مشروطه ندانستی و غافل که خدای

کافر نعمت را وعده نمودست عذاب

۲۰

بر شکن شاخهٔ‌ آزادی و چون گاو بخور

بر فکن ریشهٔ مشروطه و چون‌ خرس بخواب

۲۱

می‌شود زور ز شومی ضیا روز تو شب

می‌شود زود ز بیداد رضا قلب تو آب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…