۰
جهادا فراموش کردی مرا
ولی از تو زین رو دلم تنگ نیست
۱
مدیحی نوشتم به سردار جنگ
که در وزن و معنی کم از سنگ نیست
۲
به پایان آن چامه بُد نکتهای
که هر کان نداند به فرهنگ نیست
۳
نفهمید سردار آن نکته را
اگر لر نفهمد سخن، ننگ نیست
۴
وگر دید و دانست و ناکرده ماند
مرا با چنان مهتری جنگ نیست
۵
ولی از تو انسانِ دانشپژوه
تَجاهُل بدین حد خوشآهنگ نیست
۶
که شعرم نفهمیده خوانی به خلق
ازین زشتتر در جهان رنگ نیست
۷
به سردار برگو که حکم حکیم
کم از امر سرتیپ و سرهنگ نیست
۸
صفاهان اگر نیست شیراز هست
خدا جهان را جهان تنگ نیست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.