۰
سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس
که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد
۱
درست گوی و ادب ورز و بر گزافه مرو
صریح باش و به جد کوش و گرد هزل مگرد
۲
بسا سخن که ازو خاست بحث و جنگ و قتال
بسا عمل که از او زاد رشگ و کین و نبرد
۳
گر آنچه گویی دانی، بری فراوان سود
ور آنچه دانی گویی، کشی فراوان درد
۴
نه هرکه هرچه توانست گفت، باید گفت!
نه هرکه هرچه توانست کرد، باید کرد!
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.